تبليغاتX
**--!حسودا بیرون!--**
**--!حسودا بیرون!--**

هر چي كه بخواي


تا ساعت 6 مدرسه بودم!!!!!

باز از راه رسيد

روز بدبختي ما

شنبه اي کز سر و رويش کسلي مي بارد

چيست برنامه زنگ اول؟

درس ديفرانسيل و انتگرال

و معلم ـ بي حال ـ

که بود آدمکي کز سر جبر

اين اراجيف به هم مي بافد

و به زور

مي چپاند همه را يکجا دراين مخ ما!

و دهان ها باز است

و کسي نيست در اين نزديکي

که بفهمد همه آنچه معلم گفته است!!!

ساعتي مي گذرد....

مانده يک ربع به زنگ تفريح

رو به ما مي گويد ـ اين پريشان انسان ـ

بنويسيد اين را

تست کنکور بود

و به آرامي روي تخته

مي نويسد آن را و صدايي که به ما مي گويد:

حل اين مساله بس پيچيده است

بنويسيدش زود.

مدتي مي گذرد....

و چنين همهمه اي هست ميان ياران:

مصطفي ! هان چه به دست آوردي؟

- من در آوردم 5 ، تو رسيدي به کجا؟!

- من جوابم کمکي ناجور است:

راديکال يکصد و پنجاه و چهار!

- اين چه راهي است که رفتي، احمق!

- حرف هايي همه از اين موضوع

بين ماها جاري است.........

و صدايي نخراشيده و گنگ

همه را سوي خودش مي خواند:

شود آيا پيدا داوطلب

يا ز دفتر بکنم نام ،صدا؟!

و سکوتي مبهم ، مدتي حاکم جو مي شود.... آه!

همه خود را مايل ،سوي کوي ( علي چپ) ساخته اند!

چشم ها آمده در از حدقه ، و نفس ها حبس است!

و در اين مدت کم همه از بهر رهيدن ز چنين مخمصه اي

چه خدايي شده اند!

وردهايي خوانند و به خود فوت کنند!

همه بر اين باور:

کاش پيدا بشود داوطلب ، آه خدا!

چقدر کند زمان مي گذرد!!!!

در هوايي که همه غرق تمنا هستند ، ناگهان!

زنگ تفريح همانند صداي بلبل ، در فضا مي پيچد

هيچ کس نيست که در پوست خود جا بشود !

همه غرق شادي ، همه گرم صحبت

ناگهان احسان بر خاست و گفت:

بچه ها صبر کنيد، خنده تان بهر چه است؟

يادتان رفته که زنگ بعدي

امتحان فيزيک از فصل ديناميک داريم؟؟؟؟؟؟؟؟


وااااااااااااااااااااااااااااااااااااای دارم دیوونه میشم

تازه رسیدم از مدرسه!!!!

قشنگ میشد اگه این رو شنبه اپ میکردم

خب شما به بزرگواری من ببخشید دیگه!

پنجشنبه 7 آذر1387 |

مهم! مهم! مهم!

هر كي بياد بدون اين كه اين اپ به اين مهمي رو بخونه نظر بذاره كه اپم يا ايول جالب بود و وبلاگ خوبي داري به منم سر بزن و.... يَك پدر جدي بيارم جلو جفت چشاش كه به خوردم خوردم بيفته هاااااااااااا
اين اپ خيلي مهمه هم تو دعوت به همكاري شركت كنين هم تو نظر سنجي منتظرمااااا

 

 

 

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
خوبين؟
واقعا شرمنده ي همتونم
چند وقيه نيستم جواب هيچ كامنتي رو ندادم
ولي قول ميدم يه روز بيام واسه همه 20 تا 20 تا بذارم از خجالتتون در بيام
با مدرسه ها چي كار ميكنين؟
كفر منو كه در اورده
معلما انگار حمال گير اوردن
حالا بگذريم
از سوتيامون برات بگم كه بتركين از خنده!
ما عادت داريم هر وقت تو راهرو ها معلمامونو ميبينيم
بگيم خسته نباشيد!
اون روز يكي از معلما از دستشويي در اومدژ
بهار (
www.bahar-heart.blogfa.com) گفت خسته نباشيد!
حالا چند روز بعدش يكي از دوستام يه خاطره خفن تر تعريف كرد:
"من و 5 تا ديگه از بچه ها ضروري به دست شويي نيازمند بوديم
بدو بدو رفتيم ببينيم كي زود تر ميرسه
چون عجله داشتيم رفتيم دست شويي معلما كه نزديك كلاسمونه
درش نيمه باز بود
مام از همه جا بيخبر فكر كرديم كسي اونجا نيست ديگه!
رفتيم تو ديديم به به! معلم عربيم اون توهه
قشنگ نشسته بود و داشت .... ميكرد
هر 6 تامونم خشكمون زد
اونم اصلا بلند هم نشد همين جوري نشسته بود و به ما زل زده بود!
بعد عين اين بچه ها لبشو گاز گرفت
من و يكي از اون پاستوريزه هاي كلاس هم  جلوتر از همه بوديم
بعد بدو بدو 6 تامون از محل ارتكاب جرم خارج شديم
نگو پس در دست شويي رو هم باز گذاشتيم هر كي كه از راهرو
رد ميشد اون منظره ي زيبا رو ديده!
حالا جالب تر اين كه جلوي دست شويي يه دوربين مخفي هست
كه ضبط ميكنه كدوم دانش اموز برخلاف مقررات از دست شويي معلما استفاده ميكنه
الان تو اون فيلمه هم معلم عربي خوشگل افتاده
هم من و دوستام
همه منتظريم كه بيان بگيرنمون!
به جرم تجاوز به حريم خصوصي ملت!"
انگار اين دست شويي خيلي ماجرا ها داره
خدا اخر سالمونو به خير كنه!

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *
توجه!                     توجه!
اطلاعيه ي همكاري:
از انجايي كه نسيم گورش را گم كرد
به يك همكار مجرب اقا ترجيحا خانم! براي همكاري در اين وبلاگ نيازمنديم
براي كسب اطلاعات بيشتر به روزنامه هاي كثير الانتشار فردا
يا ايميل بنده يا بخش كامنت هاي اين وبلاگ مراجعه فرماييد

اولويت بندي يه صورت زير خواهد بود:
1.هم كلاسياي خودم
2.هم مدرسه اي هاي خودم
3.هم محله اي هاي خودم
4.همشهري هاي خودم
5.دختر مجازي هاي نتي
6.هم سايه هاي نتي
7.و ساير افراد متفرقه!(اقايون)

شرايط استخدام:
1.بشناسمش يا اشناشيم باهم
2.عين خودم باحال و ضد حال و ديوونه و 24 ساعته آن باشه
3.بتونه تحملم كنه
4.عين خودم دست به قلمش خوب باشه
5.و....!

از داوطلبان خواهشمند است شلوغ نفرمايند و جنبه ي شركت داشته باشند كه اگر روتون سياه در نيامدند لوس بازي نفرمايند!

ارادتمند همگي
                ناديا

*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *
اه از اين موضوع لاو خسته شدم
ميخوام موضوع وب رو عوض كنم
اينم يه نظر سنجي بياين بگين موضوع رو چي كارش كنم
عدد گزينه ي مورد نظر را براي ما كامنت كنين
1.طنز
2.لاو
3.غمگين
4.اجتمايي
5.خاطره
6.روز نوشت
7.دلنوشته
8.همه ي موارد
9.جمع كنم برم!
10.اقا هر چي عشقته!


*  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *  *
اينم يه مطلب نياين بگين اومد ور ور كرد و رفت

 

اشعار پراكنده من مال كسي نيست

اين زندگي غم زده غير از قفسي نيست

تنها نفسي هست ولي هم نفسي نيست

اين قدر نپرسيد كجا رفت و كي آمد

اشعار پراكنده من مال كسي نيست

 

 

خدايا وحشت تنهايي ام كشت

كسي با قصه من آشنا نيست

در اين عالم ندارم همزباني

به صد اندوه مي نالم روا نيست

 

شبي پرسيدمش با بي قراري

به غير از من كسي را دوست داري؟

به چشمش اشك شد از شرم جاري

ميان گريه هايش گفت : آري!

 


ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد ويرانه نه آنست که

 فرهاد فرو ريخت ويرانه دل ماست که با هرنگه تو

صدبار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت

باباي منتظرتونم

 

پ.ن:عشق خانم یه کلام ختم کلام مشکلت با من چیه؟

ولم کن لطفا!

یکشنبه 5 آبان1387 |

ByE 4 eVeR

سلام

خوبید؟

منم ن۳۰م

بچه ها من رفتم!

واسه همیشه!

به این وبلاگ حتما سری بزنید

http://i-000-u.blogfa.com

شاید یه روزی اونجا پیدام کنید!

اگه چیزی خواستید بهم بگید تو بلاگ بالایی بهم بگید...

مخصوصا دوستای گلم مثله ریحانه که خیلی دوسش دارم

bYe 4 EvEr

 

پنجشنبه 2 آبان1387 |

i hate u....

یکشنبه 21 مهر1387 |

دورو....

شنبه 20 مهر1387 |

باشه برو...

تو و قطار رفته                                

       لحظه غم انگيزيه وقتي دوباره جلوي واقعيت مي ايستي و به چشماش خيره ميشي.
تجربه ي بديه، درس نمي گيري، يادت نمي مونه که رفاقت چقدر مي توانه بنيانش بر باد باشه فراموش مي کني که آدم ها آدمند و به همين دليل هم اهل تجارتن قرار نيست هميشه پات بمونن، قرار نيست مدام توي ذهنشون باشي، قرار نيست زندگي فقط شير و شکر باشه. درست وقتي همه چيز به نظر رو به راه مي آد، وقتي که مطمئني پشتت قرصه و مي توني با سر بري تو شکم زندگي وغمت نباشه، درست وقتي که فکر مي کني با همراهي دوستات مي شه هر کوهي را جا به جا کرد، واقعيت چشم هات رو باز مي کند و به صورتت زل مي زنه. اون وقته که دوباره يادت مي افته که رفقا قبل از هر چيزي آدمند و بعد يهو مي بيني که چقدر ساده، مواجه با اين واقعيت غمگينت مي کنه.
لحظه غم انگيزيه وقتي که تنها مي ماني. سخته دوباره با خودت کنار بياي. سخته همه چيز رو از اول شروع کني. اما اين خواست اونه که تو رو با اين واقعيت رو به رو مي کنه. مي گه: اينجا اخر خطه. اخر خط يعني خدا خافظ همين حالا.

دست نوشته ي من!

شنبه 20 مهر1387 |

پناهگاه.....پر!

يه روز غروب

وقتي که از سوز سرما سرت رو پشت يقه لباست داري به زور قايمش مي کني

وقتي صداي قدمهات رو مي شنوي که داره با عجله دنبال يه جاي گرم مي گرده

دستات از شدت سرما همديگر رو گرفتن و بازم شدت سرما مجبورترت مي کنه که از هم جداشون کني و توي جيب هاي پالتوت از هم قايمشون کني

باد با گوش هات بازي مي کنه و تو آرزو مي کني که کاش شالت گرمتر بود و اين لمس اتفاق نمي افتاد

تو همون غروب

تو همون سوز

ناگهان متوجه نکته ي غريبي مي شي

سردي

تو سردي نه هوا

پس پناهگاه ....پَر

 

پ.ن: بار گران بودیم و رفتیم

مهربان بودیم و رفتیم

فهلن مدرسه ها بازیده

روزای اول شاید بیایم اما بعد از اون ماهی یه بار میبینین مارو

زیاد بنظرین برگشتیم حسابی میجبرانیم

بابای

جمعه 29 شهریور1387 |

ساده...

ساده بودم

ساده ديدم

ساده دل باختم

ساده عاشق شدم

ساده حفظش كردم

ساده كنارش موندم

ساده گفتم دوستت دارم

ساده نگاهم كرد و خنديد

ساده گفت ازت دليل مي خواهم

ساده از كنارم گذشت و بي دليل رفت

غافل از اينكه عشق نيازي به دليل ندارد

و بي خبر از اينكه چيزي كه ابدي و ماندگاره، سادگيه

پ.ن:سلام

بچه ها از یه نفر که به اسمه "یه دوست"

برام نظر خصوصی گذاشته خواهش می کنم خودشو معرفی کنه

پ.ن ۲ :خیلی ببخشیدا

ولی بعضیا که فکر می کنن منو نادیا جووووووووووونم از هم جدا شدیم،(بازم تکرار می کنم تا نفهم ها بفهمن،ببخشید!)خیلی غلط می کنن

دیگه هم کسی حق نداره از این فکرا بکنه

من با نادیا می مونم تا ابد

شنبه 23 شهریور1387 |

ببین این روزا چه حالی دارم.....

وقتي کسي رو دوس داري،حاضري جون فداش کني

حاضري دنيارو بدي،فقط يه بار نيگاش کني

به خاطرش داد بزني،به خاطرش دروغ بگي

رو همه چي خط بکشي،حتّي رو برگ زندگي

وقتي کسي تو قلبته،حاضري دنيا بد بشه

فقط اوني که عشقته،عاشقي رو بلد باشه

قيد تموم دنيارو به خاطرِ اون مي زني

خيلي چيزارو مي شکني ، تا دل اونو نشکني

حاضري که بگذري از دوستاي امروز و قديم

امّا صداشو بشنوي ، شب از ميون دوتا سيم

حاضري قلب تو باشه ، پيش چشاي اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، يه وقت بهت نگه برو

حاضري هر چي دوس نداشت ، به خاطرش رها کني

حسابتو حسابي از ، مردم شهر جدا کني

حاضري حرف قانون و ، ساده بذاري زير پات

به حرف اون گوش کني و به حرف قلب باوفات

وقتي بشينه به دلت ، از همه دنيا مي گذري

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتي مي بري

حاضري جونت و بدي ، يه خار توي دستاش نره

حتي يه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضري مسخرت کنن ، تمام آدماي شهر

امّا نبيني اون باهات ، کرده واسه يه لحظه قهر

حاضري هر جا که بري ، به خاطرش گريه کني

بگي که محتاجشي و ، به شونه هاش تکيه کني

حاضري که به خاطر ، خواستن اون ديوونه شي

رو دست مجنون بزني ، با غصه هاهمخونه شي

حاضري مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

ديوونه هاي دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن

حاضري اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسي بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضري که بگذري از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسي ، نخواد بشينه روبروت

وقتي کسي تو قلبته ، يه چيزقيمتي داري

ديگه به چشمت نمي ياد ، اگر که ثروتي داري

حاضري هر چي بشنوي ، حتي اگه سرزنشه

به خاطر اون کسي که ، خيلي برات با ارزشه

حاضري هر روز سر اون ، با آدما دعوا کني

غرورتو بشکني و باز خودتو رسوا کني

حاضري که به خاطرش ، پاشي بري ميدون جنگ

عاشق باشي اما بازم ، بگيري دستت يه تفنگ

حاضري هر کي جز اونو ، ساده فراموش بکني

پشت سرت هر چي مي گن ، چيزي نگي گوش بکني

حاضري هر چي که داري ، بيان و از تو بگيرن

پرنده هاي شهرتون ، دونه به دونه بميرن

وقتي کسي رو دوس داري ، صاحب کلّي ثروتي

نذار که از دستت بره ، اين گنجِ خيلي قيمتي

یکشنبه 17 شهریور1387 |

؟!؟!

مهربانی هایت را دیده ام

نه در خواب

که در بیدار ترین لحظه های آبی بودنت

و آمده ام که بمانم.

اگر ماندن را بخواهی

از تو ابدیتی خواهم ساخت

که عشق

او و آخر حادثه ی من و تو باشد

ودل

هدیه ای که همیشه در تصرف چشم هایت

خواهد بود!

(ببخشید که کم شد!

آپه بعدی جبران میکم)

!!فهلا!!

جمعه 15 شهریور1387 |



کامنت یادتون نره
taak_par@yahoo.com

××دلنوشته××
××عشقولانه××
××طنز××

**دلم بی تو نمیتونه**
**بیا کشکی کشکی زندگی کنیم**
**پاییزستان سرد**
**YA30 JoOoOoN**
**آموزش علوم عرفانی**
**زندگي افتادن در پيچ و خم غمهاست**
**صبح به خير هفتون**
**بگذار ترانه ي من ساده باشه...**
**sweet-secrets**
**جدیدترین عکسها و کارت پستال درخواستی**
**يه عاشق تنها**
**اشيانه ي عشق**
**پياده رو**
**پسري با موهاي مشكي!**
**دانلود موزيك**
**رویای خیس دوستی**
**من-تو**
**حرف تو حرف**
**ریحانه جووووووووووون**
**عشق یعنی...**
**زندگی دفتری از خاطره هاست**
**یادگار روزهای عاشقی**
**انديشه هاي سربي**
**اسمون دل ما نوجوونا**
**mo0sh-l0vely-m0oshi**
**عشقه رپ**
**اگه ميخواي رپر شي كليك كن!**
**کیانوش**
**سکوت**
**عاشق خدا**
**سلام چطوری خوشگل؟**
**وروجک آتیشپاره**
**دریای احساس**
**دل نوشته های بهار عزیز**
**اینجا هر چی بخوای هست**
**داداش پدرام**
**بوسه ای کافیست تا عشق باشد**
**پسري با كفش هاي كتاني**
**فقر و فحشا بيداد ميكند!!!**
ღ.•**•.ღ پریانکا ღ.•**•.ღ
**درسا جوووووون**
**دختر پسراي باحال!**
**کلاس اولی(یکتا جوووووووووووونم)**
**در دلم بغضی هست که نمی ترکد هیچ**
**ايدا جووووووووووووووووووووووووووووووون**
قالب وبلاگ

تا ساعت 6 مدرسه بودم!!!!!
مهم! مهم! مهم!
ByE 4 eVeR
i hate u....
دورو....
باشه برو...
پناهگاه.....پر!
ساده...
ببین این روزا چه حالی دارم.....
؟!؟!

RSS 2.0
http://www.meebo.com/rooms


Designed By ParsTheme